قانون جزایی کارولینای شمالی قانون جزایی NC


فرض کنید قاضی دادگاه مافوق حکم بازرسی را صادر کرده و اجازه بازرسی خانه مظنون را برای مواد مخدر صادر می کند. مأموران حکم را اجرا می کنند، مواد مخدر را پیدا می کنند، آنها را توقیف می کنند و مظنون را به جرایم مواد مخدر متهم می کنند. اتهامات به دادگاه عالی ختم می شود، جایی که مظنون – اکنون متهم – با این استدلال که درخواست حکم بازرسی فاقد دلیل احتمالی است و قاضی صادرکننده حکم در انجام این کار اشتباه کرده است، برای سرکوب اقدام می کند. آیا رسیدگی به چنین درخواستی برای قاضی صادرکننده حکم اشکالی ندارد؟

این یک سوال منصفانه است. منطقی است که بپرسیم آیا یک قاضی می‌تواند تصمیمات گذشته خود را بدون تعصب ارزیابی کند. به همین دلیل، حداقل برخی از قضات ترجیح می‌دهند به درخواست‌هایی برای سرکوب حکم‌هایی که صادر کرده‌اند گوش ندهند. در واقع، برخی از قضات حتی فراتر از این هم می روند. که در مردم علیه ونتورا, 2007 WL 4170847 (Westbury Just. Ct. NY, 15 Nov. 2007)، یک قاضی دادگاه این دیدگاه را بیان کرد که «امضای حکم . . . دادگاه را از هرگونه دخالت بیشتر در این پرونده باز می دارد، با این استدلال که «[t]او امضای حکمی بر اساس علت احتمالی به وضوح نشان دهنده پیش داوری یا تصمیم دادگاه است که به ،وان یک موضوع قانونی مانع از تصمیم گیری منصفانه دوباره آن موضوع، چه بر اساس اوراق پیشنهادی پس از جلسه مقدماتی یا در طول خود محاکمه.» استنکاف دادگاه صرفاً در رابطه با درخواست‌های سرکوب نبود، بلکه به تنظیم یا بررسی ضمانت‌نامه، استماع سایر درخواست‌ها و ریاست بر هر محاکمه نیز تسری یافت.

قانون کنترل می گوید جایز است. اگرچه برخی از قضات ممکن است تصمیم بگیرند که به درخواست هایی برای سرکوب حکم های تفتیش صادر شده خود گوش ندهند، استعفا اجباری نیست. که در ایالت علیه براون، برنامه 20 NC. 413 (1974)، دادگاه استیناف “هیچ منع قانونی یا قانون اساسی در کارولینای شمالی علیه ریاست یک قاضی در جلسه رسیدگی به اعتبار حکم بازرسی صادر شده توسط آن قاضی را پیدا نکرد.”

حکم در رنگ قهوه ای با تصمیمات بسیاری از دادگاه های دیگر در سراسر کشور سازگار است. به ،وان مثال، ایالت علیه چمبرلین را ببینید162 P.3d 389 (Wash. 2007) (پیدا ، هیچ نقضی از رویه عادلانه یا اخلاق قضایی در جایی که قاضی به ریاست درخواستی مبنی بر سرکوب مدارک ضبط شده تحت حکم بازرسی صادر شده توسط قاضی، و ذکر احتمال بازنگری تجدیدنظر به ،وان یکی از موارد فوق بررسی احتمالی در برابر هرگونه سوگیری)؛ مردم علیه آنتوان781 NE2d 444 (Ill. Ct. App. 2002) (با توجه به اینکه صرفاً این واقعیت که یک قاضی “ریاست دادرسی حکم و صدور حکم بازرسی” را بر عهده داشته است نشان نمی دهد که قاضی مغرضانه یا پیش داوری خواهد بود و بنابراین قادر به شنیدن نیست. یک پیشنهاد برای سرکوب در مورد حکم)؛ Heard v. State574 So.2d 873 (Ala. Ct. Crim. App. 1990) (با رد استدلال متهم مبنی بر اینکه برای قاضی که حکم تفتیش صادر کرده است، ریاست یک درخواست برای سرکوب مربوط به همان حکم را نمی دهد و اظهار می دارد که «غایب در صورت نشان دادن تعصب، یک قاضی صادرکننده ممکن است به درستی به ،وان قاضی دادگاه در مورد همان دلیل عمل کند.» کاستیلو علیه ایالت761 SW2d 495 (Tex. Ct. App. 1988) (متهم در دادگاه تجدید نظر استدلال کرد که «قاضی دادگاه… باید خود را استعفا می داد زیرا او حکم بازرسی را در این پرونده صادر کرده بود و نشستن او برای او ناشایست بود. به‌،وان قاضی ناظر بر درخواست‌های رد شواهد ناشی از آن حکم»؛ از نظر متهم، قاضی نباید «مقاله خود را درجه‌بندی کند»، اما دادگاه تجدیدنظر «هیچ مبنایی برای رد صلاحیت» یافت).

این وضعیت ممکن است تفاوت چند، با درخواست طرف دعوا از قاضی برای تجدیدنظر در حکم یا درخواست متهم برای تسلیم تخفیف من، نداشته باشد. GS 15A-1414 ادعای اشتباه قاضی پرونده اینها شرایط معمولی هستند که در آن از قضات خواسته می شود تا نگاهی انتقادی به کار قبلی خود داشته باشند. Trussell v. State را ببینید506 A.2d 255 (Md. Ct. Spec. App. 1986) (پیدا ، یک “توافق گسترده مبنی بر اینکه یک قاضی در صدور حکم تفتیش، به این ترتیب از ریاست جلسه سرکوب که آن حکم را بررسی می کند محروم نمی شود” و با این استدلال که وضعیت با زم، که «از یک قاضی خواسته می‌شود تا در حکم قبلی تجدیدنظر کند، تفاوتی ندارد. [or] خواسته می شود که . . . اعطای درخواست برای محاکمه جدید، شرایطی که در آن[i]هیچ گاه اینگونه اعلام نشده است که تضاد منافع یا موارد نادرست دیگری وجود داشته است.»

اما این بهترین تمرین نیست. اگرچه نیازی به رد صلاحیت نداشت رنگ قهوه ای دادگاه اعلام کرد که “روش بهتر” این است که قاضی اعتبار حکمی را که صادر کرده است تعیین نکند. دادگاه های دیگر نیز پیشنهادات مشابهی ارائه کرده اند. که در ایالات متحده علیه ،ون، 982 F.2d 285 (8هفتم Cir. 1992)، مدار هشتم موردی را در نظر گرفت که در آن “[t]او قاضی قاضی که جلسه رسیدگی را در مورد این درخواست انجام داد [to suppress] و در نهایت انکار کرد که این حکم صادر کننده همان قاضی دادگاه بوده است.» اگرچه دادگاه هیچ اشتباه آشکاری در این پرونده ندید، اما همچنین اعلام کرد: «ما در این عمل تردید داریم و تأیید ما در این مورد به م،ای تأیید آن نیست». هیرنینگ علیه ،ی را نیز ببینید679 NW2d 771 (SD 2004) (یک قاضی «حکم بازرسی را برای بازرسی از [the defendant’s] خانه، و بعداً، ریاست جلسه سرکوب را بر عهده گرفت که حکم را تایید کرد». پس از جمع‌آوری مقامات از سایر حوزه‌های قضایی، دادگاه تجدیدنظر حکم کرد که این امر متهم را از رسیدگی عادلانه محروم نمی‌کند، زیرا قاضی «فقط باید در تصمیم قانونی قبلی خود تجدیدنظر کند» در مورد کفایت حکم. با این حال، دادگاه اظهار داشت که “رویکرد بهتر” این است که به یک قاضی دیگر اجازه داده شود در مورد کفایت حکم حکم صادر کند).

اگر قاضی بخواهد از شنیدن درخواستی مبنی بر توقف حکم تفتیش صادر شده خودداری کند، قاضی می‌تواند درخواست تعیین قاضی دیگری را بنماید، یا ممکن است موضوع را تا زم، که قاضی دیگری دادگاهی را در ناحیه تحت سیستم قضایی برگزار کند ادامه دهد. چرخش با این حال، امکان سنجی “عمل بهتر” ممکن است به وضعیت قاضی بستگی داشته باشد. در یک منطقه پرجمعیت با بسیاری از قضات دیگر، انتقال پرونده به یک قاضی دیگر نسبتاً آسان است. در یک منطقه کوچک با تعداد قضات کمتر و جلسات منقطع دادگاه، این ممکن است چالش برانگیزتر باشد.

اگر موضوع این نباشد که آیا قاضی صادرکننده کار اشتباه کرده است، هیچ دلیلی برای نگر، وجود ندارد. همانطور که در بالا توضیح داده شد، یک قاضی م،م به استعفای خود نیست فقط به این دلیل که متهم استدلال می کند که در صدور قرار خود اشتباه کرده است، اما وضعیت می تواند ناخوشایند باشد و برخی از قضات به دنبال اجتناب از آن هستند. با این حال، اگر مبنای درخواست انصراف چیز دیگری باشد، مانند خطای ادعایی در نحوه اجرای حکم، اصلاً نباید نگران رسیدگی قاضی صادرکننده دادرسی باشد، زیرا تصمیم قبلی قاضی مورد بحث نیست. . دادگاه تجدید نظر به این نوع وضعیت در State v. Monserrate، برنامه 125 NC. 22 (1997). در آن پرونده، یک قاضی حکم بازرسی را صادر کرد و بعداً به ریاست الف فرانک ها استماع در مورد اظهارات نادرست ادعایی در درخواست حکم. در دادگاه تجدیدنظر، متهم ادعا کرد که این کار نامن، است زیرا «قاضی با صدور حکم تفتیش صحت اظهارنامه را تضمین کرد» و او را در این مورد بی‌طرف نشان نمی‌دهد. فرانک ها موضوع. دادگاه تجدیدنظر مخالفت کرد و اظهار داشت که «[i]در صدور حکم تفتیش، قاضی صحت قولنامه ای که در تأیید آن داده شده است را تضمین نمی کند. او به سادگی تشخیص می دهد که اطلاعات مندرج در سوگندنامه برای ارائه دلیل احتمالی برای این باور که مخبر اطلاعات واقعی را ارائه می دهد کافی است. بنابراین، هیچ گونه احتمالی برای تعصب یا درگیری در این موضوع وجود نداشت.

در مورد ریاست دادگاه چطور؟ اگر قاضی بتواند درخواستی را برای جلوگیری از اعتراض به اقدامات خود قاضی در صدور حکم تفتیش بررسی کند، واضح است که قاضی ممکن است در موردی که قاضی حکم صادر کرده است، ریاست دادگاه را بر عهده بگیرد. البته در صدور قرار تفتیش ممکن است قاضی اطلاعاتی در مورد متهم دریافت کرده باشد که در دادگاه قابل پذیرش نباشد. اما قضات مرتباً در حالی که از اطلاعات غیرقابل قبول – حتی اطلاعات بسیار آسیب زا، مانند اینکه متهم اعتراف کرده است، اما اعترافات منتفی شده است – می دانند، دادگاه ها را اداره می کنند. رجوع کنید به ویرو علیه لارکین421 US 35 (1975) (“قضات به طور مکرر حکم بازداشت را بر این اساس صادر می کنند که دلیل محتملی وجود دارد که باور کنیم جرمی انجام شده است و شخص نامبرده در حکم آن را مرتکب شده است. باید تصمیم بگیرد که آیا شواهد برای محاکمه متهم کافی است یا خیر. تصور نمی‌شود که هیچ یک از این دخالت‌های پیش از محاکمه مانعی در برابر ریاست قاضی دادگاه جنایی و اگر محاکمه بدون هیئت منصفه باشد، در برابر تصمیم‌گیری لازم ایجاد نکند. از گناه یا بی گناهی.”).


منبع: https://nccriminallaw.sog.unc.edu/may-a-judge-rule-on-a-motion-to-suppress-evidence-seized-under-a-search-warrant-that-he-or-she-issued/